ترجمه آهنگ قارئه الفنجان از عبدالحلیم حافظ

قارئه الفنجان یا فالگیر، ترانه ای بسیار بسیار زیبا از نزار قبانی و با صدای جانبخش عبدالحلیم حافظ هست که به درخواست “شذی” ترجمه اش کردم. راستش در خود من اثر کرد خصوصا وقتی به آخر شعر می رسیدم.

عبدالحلیم از خواننده های کلاسیک مصری هست و مثل بانو ام کلثوم، ترانه هاش طولانی به حساب می آد و ممکنه نیم ساعت تا یک ساعت یک ترانه طول بکشه. معمولا به سبک شجریان ابتدا تا مدت زیادی فقط موسیقی هنرنمایی می کنه و بعدش خواننده وارد می شه. ممکنه این سبک رو نپسندید، ولی توصیه می کنم برای یک ساعت هم که شده خودتون رو به این هنرمندان جاوید بپسارید و از دنیا و ما فیها فارغ بشید.

 


قارئه الفنجان

فنجان خوان، کسی که فال قهوه را می خواند، فالگیر

جلسَت والخوف بعینیها

در حالی که ترس در چشمانش بود، نشست

تتأمل فنجانی المقلوب

در فنجان قهوه من تامل می کرد

قالت یا ولدی لا تحزن

گفت، پسرم ناراحت نباش

فالحب علیک هو المکتوب

چرا که عشق، سرنوشت توست

یا ولدی یا ولدی

پسرم، پسرم

قد مات شهیداً

شهید به حساب می آید

من مات فداءاً للمحبوب

کسی که فدایی محبوب بمیرد

بصّرت ونجّمت کثیراً

تا کنون فنجان های زیادی دیده ام، و پیشگویی های زیادی کرده ام

لکنی لم أقرأ أبداً

ولی هیچ وقت نخوانده ام

فنجاناً یشبه فنجانک

فنجانی که شبیه فنجان قهوه تو باشد

بصّرت ونجّمت کثیراً

تا کنون فنجان های زیادی دیده ام، و پیشگویی های زیادی کرده ام

لکنی لم أعرف أبداً

ولی هیچ وقت نشناختم

أحزاناً تشبه أحزانک

غم هایی که شبیه غم های تو باشد

مقدورک أن تمضی أبداً

سرنوشت تو این است که بگذری

فی بحر الحب بغیر قلوع

از دریای عشق، بدون هیچ بادبانی

وتکون حیاتک طول العمر کتاب دموع

و زندگیت، سرتاسر عمرت، کتاب اشک باشد

مقدورک أن تبقى مسجوناً

سرنوشت تو این است که زندانی بمانی

بین الماء وبین النار

بین آب و آتش

فبرغم جمیع حرائقه

و علی رغم آتش سوزیش

وبرغم جمیع سوابقه

و علی رقم گذشته و سابقه اش

و برغم الحزن الساکن فینا لیل نهار

و علی رغم غمی که شب و روز درون ما منزل گزیده است

و برغم الریح

و علی رغم باد

و برغم الجو الماطر و الإعصار

و علی رغم هوای بارانی و طوفان ها

الحب سیبقى یا ولدی أحلى الأقدار

علی رغم همه این ها پسرم، عشق زیباترین تقدیر باقی می ماند

بحیاتک یا ولدی امرأهٌ

در زندگی تو پسرم، زنی است

عیناها سبحان المعبود

چشمانش، سبحان الله از چشمانش

فمها مرسوم کالعنقود

دهانش، مانند خوشه انگور رسم شده

ضحکتها أنغام وورود

خنده اش، نغمه است و گل

والشعر الغجری المجنون

و موهای کولی وار دیوانه اش

یسافر فی کل الدنیا

که کل دنیا را سفر می کند

قد تغدو امرأه یا ولدی

پسرم، دنبال زنی خواهی رفت

یهواها القلب هی الدنیا

که قلب می خواهدش، که خود دنیاست

لکن سماءک ممطره

ولی آسمان تو بارانی است

وطریقک مسدودٌ مسدود

و راه تو، بسته و مسدود است

فحبیبه قلبک یا ولدی نائمه

و معشوقه دلت، پسرم، خفته است

فی قصرٍ مرصود

در قصری پر از نگهبان

من یدخل حجرتها

هر کس وارد اتاقش شود

من یطلب یدها

هر کس بخواهد دستش را بگیرد

من یدنو من سور حدیقتها

هر کس به باغش نزدیک شود

من حاول فکّ ضفائرها

هر کس بخواهد ناخن هایش را بگیرد

یا ولدی مفقودٌ مفقودٌ

پسرم، گمشده است، ناپدید می شود

مفقود یا ولدی

ناپدید می شود پسرم

ستفتِّش عنها یا ولدی

تو به جست و جویش خواهی رفت

فی کل مکان

در هر جا

وستَسأل عنها موج البحر

و از موج دریا در موردش می پرسی

وتسأل فیروز الشطان

و از مروارید ساحل سراغش را می گیری

وتجوب بحاراً وبحاراً

و از دریا دریا گذر خواهی کرد

وتفیض دموعک أنهاراً

و اشک هایت مانند رود جاری می شود

وسیکبر حزنک حتى یصبح أشجاراً

و غم تو آن قدر بزرگ می شود که مانند درختان در هم تنیده می شود

وسترجع یوماً یا ولدی مهزوماً

و یک روز پسرم، شکست خورده بر می گردی

مکسور الوجدان

با خاطری شکسته

وستعرف بعد رحیل العمر

و بعد از گذر عمر، خواهی دانست

بأنک کنت تطارد خیط دخان

که تو دنبال رشته دودی می دویدی

فحبیبهُ قلبک لیس لها أرض

و معشوقه دلت، هیچ زمینی ندارد

أو وطن أو عنوان

نه سرزمینی، نه نامی

ما أصعب أن تهوى امرأهً

چقدر سخت است عاشق زنی باشی

یا ولدی لیس لها عنوان

پسرم، که هیچ نامی نداشته باشد

لیس لها عنوان یا ولدی

هیچ نامی ندارد. پسرم

ترجمه آهنگ عربی عم بکبر از لین حایک

ترانه درخواستی عم بکبر به معنی دارم بزرگتر می شم به درخواست یکی از عزیزان که اسمش رو ننوشته بود ترجمه می کنم.

ترانه قشنگ و با صدای دلنشینیه. امیدوارم لذت ببرید.

 

 

عم بکبر کل یوم عن یوم

روز به روز دارم بزرگتر می شم

احساسی عم یتغیر

احساسم تغییر می کنه

عم بکبر کل یوم عن یوم

روز به روز دارم بزرگتر می شم

عم شوف الدنی اکتر

دنیا رو بیشتر و بهتر می بینم

عم شوف الصوره اوضح

تصویر دنیا رو واضح تر می بینم

عالم کإنو مسرح

می بینم که عالم شبیه یک نمایشه

ناس بتغدر و بتجرح

مردم خیانت می کنند و زخمی می کنند

ناس بعینی عم تصغر

مردم به چشمم دارن کوچک تر میان

عم بحلم نرتاح و نعیش

خواب می بینم که راحت می شیم و زندگی می کنیم

من غلطنا نتعلم

از اشتباهاتمون درس می گیریم

عم بحلم ما نخاف ما نضیع

خواب می بینم که نمی ترسیم، گم نمی شیم

ما نتعذب ما نندم

عذاب نمی کشیم و پشیمون نمی شیم

یا بکرا شو مخبیلی

ای فردا، چی برام پنهان کردی

یا ایام ضحکیلی

ای روزها برام بخندید

من حقی علقلیله

حداقل این حق رو دارم

انی ابقى عم بحلم

که باز هم خواب ببینم

ترجمه آهنگ خسرت کل الناس از جرج وسوف

این آهنگ هم به درخواست یکی دیگه از خواننده های وبسایت ارغنون هست. راستش من جرج وسوف رو زیاد نمی شناسم و زیاد گوش ندادم. ولی کلا آهنگ هایی که درخواست داده می شه رو توی اولویت می ذارم. متن آهنگ رو دوست داشتم و آهنگسازی هم خیلی خوبه. ولی راستش صداش رو دوست ندارم. شاید هم نسخه خوبی از آهنگ نیست. اگه کسی می شناسه به من راهنمایی کنه.


خسرت کل الناس على شانو

همه مردم رو به خاطرش از دست دادم

وعلى شانو استحملت اللوم

و به خاطرش، سرزنش ها رو تحمل کردم

ازای بعد دا کلو یسیبنی

چطور بعد از همه این ها من رو ترک می کنه؟

ما تصورتش غدروا فی یوم ..

حتی یه روز هم فکر نکردم بهم خیانت کنه

کانت روحی فی ایدو وخاننی

روحم در دست هاش بود و بهم خیانت کرد

رجعت روحی وهوا خسرنی

روحم رو پس گرفتم و اونه که من رو از دست داده

انا ما ظلمتش یاللی ظالمنی

من به تو ظلم نکردم، ای که به من ظلم می کنی

یا بخت اللی بات مظلوم

خوش به حال کسی که ستم دیده بخوابه*

انا من قلبی بقولک شکرا یا بایعنی

من از ته دلم می گویم مرسی، ای که من رو می فروشی

ما استنتش علیا کتیر وانت خادعنی

خیلی طول نکشید که من رو فریب دادی

بدعی یا ریتک بعدی عطول تعیش مرتاح

دعا می کنم که بعد از من همیشه راحت زندگی کنی

علشان تبقى فی حالک وفی حالی تسیبنی

که همیشه توی حال خودت باشی و من رو به حال خودم بذاری

کانت روحی فی ایدو وخاننی

روحم در دست هاش بود و بهم خیانت کرد

رجعت روحی وهوا خسرنی

روحم رو پس گرفتم و اونه که من رو از دست داده

انا ما ظلمتش یاللی ظالمنی

من به تو ظلم نکردم، ای که به من ظلم می کنی

یا بخت اللی بات مظلوم ..

خوش به حال کسی که ستم دیده بخوابه

خسرت کل الناس على شانو

همه مردم رو به خاطرش از دست دادم

وعلى شانو استحملت اللوم

و به خاطرش، سرزنش ها رو تحمل کردم

ازای بعد دا کلو یسیبنی

چطور بعد از همه این ها من رو ترک می کنه؟

ما تصورتش غدروا فی یوم ..

حتی یه روز هم فکر نکردم بهم خیانت کنه

بکرا ح تعرف بکرا حتندم عالماضی

فردا خواهی فهمید، فرا از گذشته پشیمون می شی

بس خساره ح یجرى دا کلو على الفاضی

ولی متاسفانه همه اینها فایده ای نخواهد داشت

انت جنیت ما تجیش تقولی یا ریت

تو جنایت کردی، نیای به من بگی “ای کاش”

انا دلوقتی بعیش من غیرک وانا راضی ..

من اون موقع بدون تو زندگی می کنم و راضی هستم

کانت روحی فی ایدو وخاننی

روحم در دست هاش بود و بهم خیانت کرد

رجعت روحی وهوا خسرنی

روحم رو پس گرفتم و اونه که من رو از دست داده

انا ما ظلمتش یاللی ظالمنی

من به تو ظلم نکردم، ای که به من ظلم می کنی

یا بخت اللی بات مظلوم ..

خوش به حال کسی که ستم دیده بخوابه

خسرت کل الناس على شانو

همه مردم رو به خاطرش از دست دادم

وعلى شانو استحملت اللوم

و به خاطرش، سرزنش ها رو تحمل کردم

ازای بعد دا کلو یسیبنی

چطور بعد از همه این ها من رو ترک می کنه؟

ما تصورتش غدروا فی یوم ..

حتی یه روز هم فکر نکردم بهم خیانت کنه

 

 

*  خوش به حال کسی که مظلوم بخوابه، یه ضرب المثل عربیه به این معنا که آدم بهتره تا ستم دیده باشه تا ستم کار، و در بین این دو تا، خوش به حال کسی که ستم دیده شب رو بخوابه!

 

ترجمه آهنگ الا أنت از کاظم الساهر

آهنگ اشهد یا الا انتِ از کاظم الساهر به درخواست یکی از دوستان که البته من هم دوست داشتم این آهنگ رو بذارم.

ترانه از نزار قبانی است. آهنگ با اشهد الا امرأه شروع می شه که شبیه اشهد ان … های دینی است و نهایت ایمان شاعر رو به معشوقش نشون می ده! و مثل همیشه با یک شعر و شعور نزاری ما رو مواجه می کنه. امیدوارم که لذت ببرید و تقریبا مطمئنم که خواهید برد.

آهنگ رو پخش کنید آقا! بعد گوش بدید. مچکرم

أشهد ألا امرأه أتقنت اللعبه إلا أنت

شهادت می دهم که هیچ زنی بازی رو بلد نیست، به جز تو

واحتملت حماقتی عشره أعوامٍ کما احتملت

و هیچ زنی مثل تو ده سال حماقت من رو تحمل نکرد

واصطبرت على جنونی مثلما صبرتِ

و مانند تو بر دیوانگی ام صبر نکرد

وقلمت أظافری ورتبت دفاتری

و ناخن های مرا نگرفت و دفترهایم را مرتب نکرد

وأدخلتنی روضه الأطفال إلا أنتٍ

و مرا وارد باغ کودکان نکرد، به جز تو

أشهد ألا امرأه تجتاحنی .. فی لحظات العشق کالزلزال

شهادت می دهم که هیچ زنی مرا در لحظات عشق، مانند زلزله آتش نمی زند

تحرقنی .. تغرقنی .. تشعلنی .. تطفأنی

نمی سوزاندم ، غرقم نمی کند، شعله ورم نمی کند، خاموشم نمی کند

تکسرنی نصفین کالهلال

مانند هلال مرا دو نصف نمی کند

تحتل نفسی أطول احتلال .. وأجمل احتلال إلا أنتِ

و روحم را غارت نمی کند، طولانی ترین غارت و زیباترین غارت، به جز تو

یا امرأه أعطتنی الحب بمنتهى الحضاره

ای زنی که عشق را در نهایت تمدن به من بخشید

وحاورتنی مثلما تحاور القیثاره

و با من آنگونه صحبت کرد که با قیصرها صحبت می کنند

تطیر کالحمامه البیضاء فی فکری إذا فکرت

هر وقت فکر می کنم مانند کبوتری سفید در ذهنم به پرواز در می آید

تخرج کالعصفور من حقیبتی إذا أنا سافرت

و هر وقت سفر می کنم مانند گنجشک از کیسه ام خارج می شود

تلبسنی کمعطف علیها فی الصیف والشتاء

مانند بارانی مرا در زمستان و تابستان به تن می کند

أیتها الشفافه اللماحه العادیه الجمیله

ای شفاف درخشنده ی عادیِ زیبا

أیتها الشهیه البهیه الدائمه الطفوله

ای دلخواه ارزشمندِ همواره کودک

أشهد ألا امرأه على محیط خصرها تجتمع العصور

شهادت می دهم هیچ زنی نیست که بر پهلوی او گنجشکک ها گرد آیند

و ألف .. ألف کوکب یدور

و هزاران هزار ستاره به گردش درآیند

أشهد ألا امرأه غیرک یا حبیبتی

شهادت می دهم هیچ زنی غیر ازتو، محبوبم

على ذراعیها تربى أول الذکور وآخر الذکور

بر ساعدهایش، اولین و آخرین مردان بزرگ نشدن

إلا أنتِ

به جز تو

ترجمه فارسی ترانه دارت الایام از فؤاد سالم

فؤاد سالم یکی از خواننده های عراقی هست که بسیار با احساس می خونه و صدای بسیار دلنشینی داره. عمده آهنگ هاش بازخوانی آهنگ های قدیمی هست، ولی برای من خیلی ارزشمنده و هر بار گوش می دم احساساتی می شم.

آهنگ دارت الایام رو براتون ترجمه کردم. ترانه خیلی عامیانه است ولی بسیار هم سوزناکه.

مثل همیشه آهنگ رو پلی کنید و بعد ترجمه رو بخونید. می دونید که چطور پخش کنید؟

 

مثل کل العاشقین

مثل همه عاشقا

احنی چنا امحسبین

ما هم فکر می کردیم

ما تغیرنا الیالی

که گذر شب ها ما رو تغییر نمی ده

و لا تباعدنا السنین

و گذر سال ها ما رو از هم جدا نمی کنه

دارت الایام بینا

روزهای ما طی می شد

شوق و عتاب و حنین

با شوق و ملامت و مهربانی

و احنی طفلین ابهوانا

و ما مثل دو کودک بودیم

یا حبیبی مکیفین

که در عشق خود، کیفور بودیم

تالی و ابلحظه خصام

بالاخره در یک لحظه دشمنی

طالعت شفتک بعید

نگاه کردم و دیدم که دور شدی

یالچنت انتی حیاتی

ای که تمام زندگی من

و فرحتی و بسنینی عید

و شادی و عید سال های من بودی

یالچنت ویاک احسن

ای کسی که با تو احساس می کردم

عمری من یخلص جدید

عمرم از نو آغاز می شود

دارت الایام بینا

روزهای ما طی می شد

شوق و عتاب و حنین

با شوق و ملامت و مهربانی

و احنی طفلین ابهوانا

و ما مثل دو کودک بودیم

یا حبیبی مکیفین

که در عشق خود، کیفور بودیم

یا حبیبی یا حبیبی

رفیق من، رفیق من

کل شی احنا امحسبین

فکر همه چیز را می کردیم

الا هجرک ابد ما مر علی بال

الا دوری تو که هیچ وقت به ذهن خطور نکرد

گلنا یمکن یا حبیبی

گفتیم شاید، رفیقم

گلنا یمکن مو هجر بلکت دلال

گفتیم شاید هجر نباشه، شاید ناز کردن باشه

لکن الایام فاتت

ولی روزها سپری شد

و البعد یا عینی طال

و دوریت طولانی شد عزیزم

چنت من تزعل تجینی

تو قبلا که ناراحت می شدی، پیش من می اومدی

گبل ما اگلک تعال

حتی قبل از این که بگم بیا

دارت الایام بینا

روزهای ما طی می شد

شوق و عتاب و حنین

با شوق و ملامت و مهربانی

و احنی طفلین ابهوانا

و ما مثل دو کودک بودیم

یا حبیبی مکیفین

که در عشق خود، کیفور بودیم

یا ما عنک یا ما گالو

چقدر پشت سرت حرف زدن

و انی گلت لهم چذب چذب چذب

ولی من می گفتم دروغه، دروغه

مستحیل اتبیعنی و غیری تحب

غیر ممکنه من رو بفروشی و غیر من دوست بداری

لما هذنی الشک

وقتی شک من رو تکون داد

بظنونی مشیت

گمان هایی بردم

بین اشوفک بین اصدگهم نسیت

بین این که تو رو ببینم و حرف هاشون رو باور کنم، فراموش کردم

صدفه و ابنفس المکان

ناگهان و در همون جایی

بیه انا ویاک التقیت

که من و تو بار اول دیدار کردیم

طالعت حست روحی چن یا روحی غریب

نگاه کردم، دیدم که روحم، انگار روحم غریبه است

لما شفتک یا حبیبی

تا تو رو دیدم که، محبوبم

غیری شاری لک حبیییییب

که غیر از من محبوب دیگه ای پیدا کردی

 

ترجمه فارسی نوحه عربی ریح الدموع از محمد الجنامی

خب نزدیک اربعین هست و یکی از دوستان درخواست ترجمه نوحه داشت، اتفاقا به نظرم خوبه که چندتا از نوحه های عربی رو هم ترجمه کنم. شاید اربعین رو با این نوحه ها سر کردید.


حی على العزاء

بشتابید به سوی عزاداری

یا حسین یاحسین

یا حسین یاحسین

حی على البکاء

بشتابید به سوی گریه

یا حسین یاحسین

یا حسین یاحسین

هب ریح الدموع وی ایام الخشوع

بوی اشک ها و روزهای خشوع وزید

تنتظرک سنه تهل یامحرم دمعه العین

اشک چشم، یک سال است که منتظر هلال ماه توست ای محرم

حی على العزاء حی على البکاء

بشتابید به سوی عزا، بشتابید به سوی گریه

نسمع فاطمه تنادی تعال نروی علحسین

صدای فاطمه را می شنویم که می گوید بیاید درباره حسین روایت کنیم

بانفاسی عطر عاشور ک یفوح

در نفس هایم عطر عاشورای تو پراکنده می شود

انه دون البشر محبوبی مذبوح

از بین همه مردم، فقط محبوب من سربریده است

محبوبی الحسین

محبوب من حسین است

یالیل اهاتک

ای شب آه های تو

وحروف حسراتک

و حروف حسرت های تو

ضمیت جلماتک

کلمات تو را پنهان کردم

بین العبره

میان اشک هایم

حنیت لمصابک

دل تنگ عزای تو شدم

ونیت یم بابک

پیش در تو ناله کردم

تانیت لجوابک

منتظر جوابت ماندم

یبن الزهره

ای پسر زهرا

شما اشتاک انه لعطرک تربه مرقدک اشتم

هر وقت دلتنگ عطرت می شوم، خاک درگاهت را می بویم

ذکرک لو یمر علبال صاحی وبسمک اتحلم

وقتی یاد تو به خاطرم می آید، در هوشیاری خواب نام تو را می بینم

بکل موکب اسمع صوت ای یاحسین أتألم

در هر موکب صدای یا حسین می شنوم، ناراحت می شوم

قبتک لو سمه

گنبد تو است یا آسمان است

یابن فاطمه

ای پسر فاطمه

رایه مرقدک لو لو لامست خد الهوى یموت

پرچم مرقد تو اگر گونه ی هوا را لمس کند، هوا می میرد

ماشفتک لجن

تو را ندیدم ولی

صرت انته الوطن

تو وطنم شدی

یا مسمع تراثی البی عشت کل عمری عالصوت

چه ارثی دارم که همه عمرم را بر صدای منبر تو گذراندم

یا اول عشق یتحملنی بجروووح

ای عشق اولی که زخم های سنگینی بر من وارد کرد

أن دون البشر محبوبی مذبوح

از بین همه مردم، فقط محبوب من سربریده است

محبوبی الحسین

محبوب من حسین است

ابروحی ضمیتک

در روحم تو را پنهان کردم

عمری سمیتک

تو را عمر خود صدا زدم

بقلیبی حاجیتک

در قلب کوچکم با تو صحبت کردم

عینی تشوفک

چشمم تو را می بیند

اقراک لیلیا

هر شب تو را می خوانم

ابجیک یومیه

هر روز تو را گریه می کنم

عمری وتالیه

همه عمرم و باقی مانده آن را

بین ایفوفک

در بین دستان تو

حسین

حسین

امشی ابدیرتی وانظر هنا راح ابجی لهمومک

در شهرم راه می روم و به اینجا نگاه می کنم، می خواهم برای غم هایت بگریم

اردود البس ثیابی السود یالی سلبوا اهدومک

دوباره لباسهای سیاهم را می پوشم ای که لباس هایت را غارت کردند

هنا حرمل عزاک یفوح واعرف جی قرب یومک

این جا اسفند عزای تو پراکنده می شود و می فهمم که روز تو نزدیک شده است

حسین

حسین

انشرلک لواء

پرچمت را بر می افرازم

اعلان العزاء

اعلان عزا

حزنک نجتمع بالخیمه ونواسی الزجیه

برای غم تو در خیمه جمع می شویم و زکیه را تسلیت می دهیم

رب العاشقین

خدای عاشقان

انت یا حسین

تو هستی حسین

خلیت القلب کل دهره عایش بالرزیه

دل را در عزای تو گذاشتم که زندگی کند کل عمرش را

حسین

حسین

ابدمعه مجلسک بس عاشت الروح

روحم فقط به اشک مجلس تو زنده است

أن دون البشر محبوبی مذبوح

از بین همه مردم، فقط محبوب من سربریده است

محبوبی الحسین

محبوب من حسین است

محبوبی الحسین

هب ریح الدموع وی ایام الخشوع

بوی اشک ها و روزهای خشوع وزید

تنتضرک سنه تهل یامحرم دمعه العین

اشک چشم، یک سال است که منتظر هلال ماه توست ای محرم

حی على العزاء حی على البکاء

بشتابید به سوی عزا، بشتابید به سوی گریه

اسمع فاطمه تنادی تعال اروی علحسین

صدای فاطمه را می شنویم که می گوید بیاید درباره حسین روایت کنیم

بانفاسی عطر عاشور ک یفوح

در نفس هایم عطر عاشورای تو پراکنده می شود

أن دون البشر محبوبی مذبوح

از بین همه مردم، فقط محبوب من سربریده است

محبوبی الحسین

محبوب من حسین است

ضایع تلکینی

مرا گم شده پیدا می کنی

عینی وضی عینی

چشمم و نور چشمم

شایل بسنینی

در عمرم

بس حروفک

فقط حرف های تو را بلند کرده ام

ذکرک قرانی

ذکر تو قرآن من است

اسمک بالسانی

نام تو بر زبان من است

کعبه ایمانی

ای کعبه ایمان من

وکلبی یطوفک

و قلبم تو را طواف می کند

ایحن اعلیک قلبی ابشوق حنه والده وتفقده

قلبم دلتنگ تو می شود مانند شوقی که مادری که فرزندش را گم می کند

مو مره الف مره اجی یم بابک واقعد

نه یک بار، هزار بار به در تو می آیم و می نشینم

من نورک اضیع اشلون وانه البس الک اشرد

چطور از نور تو گم شوم در حالی که فقط به سوی تو فرار می کنم

اتنفس هواک

هوای تو را تنفس می کنم

تحوینی ابلواک

در پرچم خود مرا نگه دار

یا اقدس عشیره الانتمى الها ابحیاتی

ای مقدس ترین قبیله ای که به سوی آن مایل می شوم در زندگی ام

عایف کل هواى

همه هواهایم را رها کرده ام

ضامی وانت مای

تشنه ام و تو آب هستی

حسن الخاتمه یعنی على بابک مماتی

عاقبت به خیری یعنی پای در تو بمیرم

هیج یظل دلیلی الحزنک ینوح

قلبم همواره نوحه غم تو را خواهد کرد

أنا دون البشر محبوبی مذبوح

از بین همه مردم، فقط محبوب من سربریده است

محبوبی الحسین

محبوب من حسین

ترجمه فارسی آهنگ لبیروت از فیروز

ترجمه فارسی آهنگ عربی لبیروت، از خواننده محبوب لبنانی فیروز. سلام به بیروت

متن بسیار احساسی و با صدای فیروز بسیار دلنشین شده، توصیه می کنم حتما گوش بدید.

لبیروت

به بیروت

من قلبی سلام لبیروت

سلامی از قلب من به بیروت

و قبل للبحر والبیوت

و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش

لصخره کأنها وجه بحار قدیم

سلامی به صخره ای که مانند چهره ملوانی قدیمی است

هی من … روح الشعب خمر

بیروت از روح مردمش، از شراب

هی من … عرقی هی خبز و یاسمین

و از عصاره آن ها، از نان و یاسمین ساخته شده است

فکیف صار طعمها … طعم نار و دخان

ببین چگونه طعم بیروت، طعم آتش و دود شد

لبیروت

به بیروت

مجد من رماد لبیروت

شکوهی از خاکستر، به بیروت

من دم لولد حمل فوق یدها

از خون پسری که بر دستانش تشییع می شد

أطفأت مدینتی قندیلها

شهر من، چلچراغ هایش را خاموش کرد

أغلقت بابها

شهر من، دروازه اش را بست

أصبحت فی المسا وحدها

و در غروب تنها شد

وحدها و لیل

تنها با شب

لبیروت

ببه بیروت

من قلبی سلام لبیروت

سلامی از قلب من به بیروت

و قبل للبحر والبیوت

و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش

لصخره کأنها وجه بحار قدیم

سلامی به صخره ای که مانند چهره ملوانی قدیمی است

أنت لی … أنت لی … آه عانقینی أنت لی

تو برای من هستی، برای من هستی، آه مرا در آغوش بگیر

رایتی و حجر الغد و موج سفر

تو پرچ من هستی، و سنگ فردای من و موج سفر من هستی

أزهرت جراح شعبی أزهرت

زخم های مردمم، شکوفه داد.

دمعه الأمهات

اشک مادران، شکوفه داد

أنت بیروت لی … أنت لی

بیروت، تو مال منی

آه عانقینی

مرا در آغوش بگیر

ترجمه آهنگ الی التلمیذه از کاظم الساهر

الی التلمیذه یا برای آن دانش آموز، ترانه ای است از کاظم الساهر و شاعر مشهور، نزار قبانی. حکایت نامه ایست از یک معلم به دانش آموز دخترش که در آن به ستایش عشق می پردازد. متن ترانه بسیار بسیار دلنشین و رمانتیکه! من واقعا این آهنگ رو دوست دارم. مثل همیشه ساندکلاد آهنگ رو می ذارم که پخش کنید و با اون از ترجمه و متن و موسیقی آهنگ لذت ببرید
.

قولی ولو کذبا کلام ناعما

بگو، هر چند به دروغ، سخنی نرم بگو

قد کاد یقتلنی بک التمثال

این مجسمه بودن تو دارد مرا می کشد

ما زلت فی فن المحبه طفله

هنوز در هنر عشق، کودکی

بینی وبینک أبحر وجبال

بین من و تو، دریاها و کوه هاست

لم تستطیعی بعد أن تتفهمی

هنوز نمی توانی درک کنی

أن الرجال جمیعهم أطفال

که مردان، همه، کودک هستند

فإذا وقفت أمام حسنک صامتا

پس زمانی که در مقابل زیبایی تو سکوت کردم

فالصمت فی حرم الجمال جمال

بدان که سکوت در حریم زیبایی، زیباست

کلماتنا فی الحب تقتل حبنا

کلمات ما در مورد عشق، عشق را می کشد

إن الحروف تموت حین تقال

چرا که صحبت ها وقتی گفته می شوند، می میرند

قصص الهوى قد جننتک فکلها

داستان های عاشقی، تو را دیوانه کرده است

غیبوبه وخرافه وخیال

همه آن ها غیب گویی و خرافه و خیال اند

الحب لیس روایه یا حلوه

عشق، زیبای من، حکایتی نیست که

بختامها یتزوج الأبطال

در پایان آن، قهرمان های داستان با هم ازدواج کنند

هو أن نثور لأی شئ تافه

عشق همان است که برای هر چیز کوچکی خشمگین شویم

هو یأسنا هو شکنا القتال

عشق، همان نا امیدی، همان شک کشنده ماست

هو هذه الکف التی تغتالنا

عشق، همان دستی است که ما را می کشد

ونقبل الکف الذی تغتال

و ما آن دستی که ما را می کشد، می بوسیم