لیست آهنگ های ترجمه شده فؤاد سالم


ترجمه فارسی ترانه دارت الایام از فؤاد سالم

فؤاد سالم یکی از خواننده های عراقی هست که بسیار با احساس می خونه و صدای بسیار دلنشینی داره. عمده آهنگ هاش بازخوانی آهنگ های قدیمی هست، ولی برای من خیلی ارزشمنده و هر بار گوش می دم احساساتی می شم.

آهنگ دارت الایام رو براتون ترجمه کردم. ترانه خیلی عامیانه است ولی بسیار هم سوزناکه.

مثل همیشه آهنگ رو پلی کنید و بعد ترجمه رو بخونید. می دونید که چطور پخش کنید؟

 

مثل کل العاشقین

مثل همه عاشقا

احنی چنا امحسبین

ما هم فکر می کردیم

ما تغیرنا الیالی

که گذر شب ها ما رو تغییر نمی ده

و لا تباعدنا السنین

و گذر سال ها ما رو از هم جدا نمی کنه

دارت الایام بینا

روزهای ما طی می شد

شوق و عتاب و حنین

با شوق و ملامت و مهربانی

و احنی طفلین ابهوانا

و ما مثل دو کودک بودیم

یا حبیبی مکیفین

که در عشق خود، کیفور بودیم

تالی و ابلحظه خصام

بالاخره در یک لحظه دشمنی

طالعت شفتک بعید

نگاه کردم و دیدم که دور شدی

یالچنت انتی حیاتی

ای که تمام زندگی من

و فرحتی و بسنینی عید

و شادی و عید سال های من بودی

یالچنت ویاک احسن

ای کسی که با تو احساس می کردم

عمری من یخلص جدید

عمرم از نو آغاز می شود

دارت الایام بینا

روزهای ما طی می شد

شوق و عتاب و حنین

با شوق و ملامت و مهربانی

و احنی طفلین ابهوانا

و ما مثل دو کودک بودیم

یا حبیبی مکیفین

که در عشق خود، کیفور بودیم

یا حبیبی یا حبیبی

رفیق من، رفیق من

کل شی احنا امحسبین

فکر همه چیز را می کردیم

الا هجرک ابد ما مر علی بال

الا دوری تو که هیچ وقت به ذهن خطور نکرد

گلنا یمکن یا حبیبی

گفتیم شاید، رفیقم

گلنا یمکن مو هجر بلکت دلال

گفتیم شاید هجر نباشه، شاید ناز کردن باشه

لکن الایام فاتت

ولی روزها سپری شد

و البعد یا عینی طال

و دوریت طولانی شد عزیزم

چنت من تزعل تجینی

تو قبلا که ناراحت می شدی، پیش من می اومدی

گبل ما اگلک تعال

حتی قبل از این که بگم بیا

دارت الایام بینا

روزهای ما طی می شد

شوق و عتاب و حنین

با شوق و ملامت و مهربانی

و احنی طفلین ابهوانا

و ما مثل دو کودک بودیم

یا حبیبی مکیفین

که در عشق خود، کیفور بودیم

یا ما عنک یا ما گالو

چقدر پشت سرت حرف زدن

و انی گلت لهم چذب چذب چذب

ولی من می گفتم دروغه، دروغه

مستحیل اتبیعنی و غیری تحب

غیر ممکنه من رو بفروشی و غیر من دوست بداری

لما هذنی الشک

وقتی شک من رو تکون داد

بظنونی مشیت

گمان هایی بردم

بین اشوفک بین اصدگهم نسیت

بین این که تو رو ببینم و حرف هاشون رو باور کنم، فراموش کردم

صدفه و ابنفس المکان

ناگهان و در همون جایی

بیه انا ویاک التقیت

که من و تو بار اول دیدار کردیم

طالعت حست روحی چن یا روحی غریب

نگاه کردم، دیدم که روحم، انگار روحم غریبه است

لما شفتک یا حبیبی

تا تو رو دیدم که، محبوبم

غیری شاری لک حبیییییب

که غیر از من محبوب دیگه ای پیدا کردی