لیست آهنگ های ترجمه شده فیروز


ترجمه آهنگ یا انا یا انا از فیروز

یا انا یا انا یا انا ویاک، ترانه ای که روی آهنگ موتزارت از بانو فیروز خونده شده رو در خدمتتون هستم.

یا أنا یا أنا أنا ویاک صرنا القصص الغریبه

من، من با تو ام، من و تو شدیم یه قصه عجیب

یا أنا یا أنا أنا ویاک و انسرقت مکاتیبی

من با تو ام، نامه هام رو دزدیدند

و عرفوا انک حبیبی

و فهمیدند که تو معشوق منی

و عرفوا انک حبیبی

و فهمیدند که تو معشوق منی

یا أنا یا أنا هرب الصیف هربت عناقید الزینه

من، من، تابستان فرار کرد و خوشه های انگور زینتی رفت

وإذا ضیعنی الهوى شی صیف بقلبک بتلاقینی

ولی اگه عشق، چند تابستان رو از من گرفت، من رو توی قلبت پیدا می کنی

و خبینی و لا تخبینی

من رو پنهان کن، من رو پنهان نکن

و خبینی و لا تخبینی

من رو پنهان کن، من رو پنهان نکن

لیالیک بعینیی شبابیک مضویی

شب های تو در چشمانم، پنجره های روشنی هستند

سفرنی حبیبی سفرنی بلیالیک

محبوب من، من رو در شب هایت به سفر ببر

و أنا قول لا تنسى على طول لا تنسى

و من می گم، هیچ وقت من رو فراموش نکن

و عیونک تاخدنی و توعدنی بلیالیک

چشمانت من رو می بره و قول شبهایت رو بهم میده

ترکوا ترکوا سهر البال و العاشق لم جناحو

رفتند و من رو با خاطری آشفته ترک کردند، و عاشق بال هاش رو جمع کرد

ترکوا أسامیهن عالباب على کتب الدمع و راحوا

اسمهاشون رو روی در، روی کتاب اشک ترک کردند و رفتند

نسیونا و أرتاحوا

ما رو فراموش کردند و راحت شدند

نسیونا و أرتاحوا

ما رو فراموش کردند و راحت شدند

یا أنا یا أنا

من، من

یا أنا یا أنا

من، من

یا أنا یا أنا

من، من

أنا ویاک

من با توهستم

ترجمه فارسی آهنگ لبیروت از فیروز

ترجمه فارسی آهنگ عربی لبیروت، از خواننده محبوب لبنانی فیروز. سلام به بیروت

متن بسیار احساسی و با صدای فیروز بسیار دلنشین شده، توصیه می کنم حتما گوش بدید.

لبیروت

به بیروت

من قلبی سلام لبیروت

سلامی از قلب من به بیروت

و قبل للبحر والبیوت

و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش

لصخره کأنها وجه بحار قدیم

سلامی به صخره ای که مانند چهره ملوانی قدیمی است

هی من … روح الشعب خمر

بیروت از روح مردمش، از شراب

هی من … عرقی هی خبز و یاسمین

و از عصاره آن ها، از نان و یاسمین ساخته شده است

فکیف صار طعمها … طعم نار و دخان

ببین چگونه طعم بیروت، طعم آتش و دود شد

لبیروت

به بیروت

مجد من رماد لبیروت

شکوهی از خاکستر، به بیروت

من دم لولد حمل فوق یدها

از خون پسری که بر دستانش تشییع می شد

أطفأت مدینتی قندیلها

شهر من، چلچراغ هایش را خاموش کرد

أغلقت بابها

شهر من، دروازه اش را بست

أصبحت فی المسا وحدها

و در غروب تنها شد

وحدها و لیل

تنها با شب

لبیروت

ببه بیروت

من قلبی سلام لبیروت

سلامی از قلب من به بیروت

و قبل للبحر والبیوت

و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش

لصخره کأنها وجه بحار قدیم

سلامی به صخره ای که مانند چهره ملوانی قدیمی است

أنت لی … أنت لی … آه عانقینی أنت لی

تو برای من هستی، برای من هستی، آه مرا در آغوش بگیر

رایتی و حجر الغد و موج سفر

تو پرچ من هستی، و سنگ فردای من و موج سفر من هستی

أزهرت جراح شعبی أزهرت

زخم های مردمم، شکوفه داد.

دمعه الأمهات

اشک مادران، شکوفه داد

أنت بیروت لی … أنت لی

بیروت، تو مال منی

آه عانقینی

مرا در آغوش بگیر

ترجمه لالایی عربی به نام ریما از بانو فیروز

یه لالایی قشنگ و گوشنواز با صدای دلنشین بانو فیروز

یالله تنام ریما یالله یــــــــجیها النوم

خدایا ریما بخوابه، خدایا خواب به چشمش بیاد

یالله تحب الصلاه یالله تحب الصوم

خدایا نماز رو دوست داشته باشه، خدایا روزه رو دوست داشته باشه

یالله تجیها العوافی کــــل یوم بیوم

خدایا همیشه سلامت باشه

یالله تنام یلاتنام لاذبحلها طیر الحمام

خدایا بخوابه، خدایا بخوابه، تا براش یه کبوتر خوشمزه بپزم

روح یا حمام لا تصدق بضحک ع ریما لتنام

برو کبوتر، جدی نگیر، بخند که ریما بخوابه

ریما ریما الحندقه شعرک اشقر ومنقى

ریما ریما گل رزه، موهاش طلایی و تمیزه

واللى حبک ببوسک واللى بغضک شو بیترقى

کسی که تو رو دوست داشته باشه می بوسه تو رو، و کسی که دشمنت باشه به کجا می خواد برسه

یا بیاع العنب والعنبیه قولوا لأمی وقولوا لبیی

ای انگور فروش به ماما و بابام بگو

خطفونی الغجر من تحت خیمه مجدلیه

کولی ها من رو از زیر خیمه دزدیدند

والتشتشی والتشتشی والخوخ تحت المشمشه

تو رو می برم سفر، یه جایی که آلو زیر درخت زردآلو باشه

کــــل ما هب الهوا لاقطف لریما مشمشه

هر وقت هم باد بوزه برای ریما زرد آلو می اندازم

های وهای وهای لینا دستک لکنک عیرینا

هی لینا، می شه کتری و کاسه تون رو به ما قرض بدی

لنغسل ثیاب ریما وننشرهن ع الیاسمینه

تا لباسای ریما رو بشوریم و روی یاسمین خشک کنیم

ترجمه و متن آهنگ عربی نسم علینا الهوا از بانو فیروز

ترانه نسم علینا الهوا از بانو فیروز خواننده بزرگ لبنانی رو براتون ترجمه کردم. امیدوارم که لذت ببرید.
ابتدا از طریق پلیر ساندکلاد توی همین صفحه آهنگ رو پخش کنید و بعد هم متن و ترجمه رو بخونید.

نسم علینا الهوا من مفرق الوادی

نسیمی از میان دره به سمت ما وزید

یا هوا دخل الهوا خدنی على بلادی

ای نسیم، به خاطر عشق مرا به سرزمینم ببر

یا هوا یا هوا یللی طایر بالهوا

ای باد، ای نسیمی که پر از عشقی

فی منتوره طاقه وصوره

آنجا پر از شکوفه و پنجره و تصویر است

خدنی لعندن یا هوا

مرا به آنجا ببر

فزعانه یا قلبی

دل من، من می ترسم

أکبر بهالغربه

که در این غربت بزرگ شوم

ما تعرفنی بلادی

و سرزمینم مرا نشناسد

خدنی على بلادی

مرا به سرزمینم ببر

شو بنا شو بنا یا حبیبی شو بنا؟

ما را چه شده است؟ محبوب من، چه شده است

کنت وکنا تضلو عنا وافترقنا شو بنا

با هم دیگر بودیم و حالا جدا شده ایم؟ ما را چه شده است

وبعدا الشمس بتبکی

بعد از آن، خورشید هنوز گریه می کند

عالباب وما تحکی

بر در است و ساکت مانده است

یحکی هوا بلادی

و عشق سرزمینم را حکایت می کند

خدنی على بلادی

مرا به سرزمینم ببر

ترجمه و متن آهنگ عربی حبو بعضا فیروز

این آهنگ رو از بانو فَیروز ترجمه کردم و یکی از عاشقانه ترین آهنگ های عربیه که با صدای گرم فیروز واقعا به یه شاهکار تبدیل شده. مطمئنم که از شنیدن این آهنگ و متن قشنگش لذت خواهید برد.

بیقولوا الحب بیقتل الوقت

می گن عشق زمان رو می کشه،

وبیقولوا الوقت بیقتل الحب

می گن زمان ، عشق رو می کشه!

یا حبیبی تعا تا نروح

محبوب من بیا بر گردیم

قبل الوقت وقبل الحب

به قبل از زمان، و قبل از عشق

بدیت القصه تحت الشتی

قصه در زمستان شروع شد. .

بأول شتی حبو بعضن

در اول زمستان عاشق همدیگر شدند

وخلصت القصه بتانی شتی

و قصه در زمستان بعدی به سر آمد

تحت الشتی ترکوا بعضن

و در زمستان از هم جدا شدند

حبو بعضن

عاشق هم دیگر شدند

ترکوا بعضن

و هم دیگر را ترک کردند

یا حبیبی شو نفع البکی

محبوب من فایده گریه زاری چیست؟

شو إلو معنى بعد الحکی

معنای آن بعد از این همه حکایت چیست؟

مازالا قصص کبیری

تا زمانی که فصه های بلند

ولیالی سهر وغیری

و شب زنده داری های ما با هم دیگر

بتخلص بکلمی زغیری

تنها با کلمه ی کوچکی پایان می یابد

حبو بعضن … ترکوا بعضن

عاشق هم دیگر شدند، و هم دیگر را ترک کردند

وکانت القصه تحت الشتی

و این قصه در زمستان بود

بأول شتى حبو بعضن

در اول زمستان عاشق همدیگر شدند

وخلصت القصه بتانی شتی

و قصه در زمستان بعدی به سر آمد

تحت الشتی ترکوا بعضن

و در زمستان از هم جدا شدند

حبو بعضن … ترکوا بعضن

عاشق هم دیگر شدند، و هم دیگر را ترک کردند