لیست آهنگ های ترجمه شده کاظم الساهر


ترجمه آهنگ صباحک سکر از کاظم الساهر

صباحک سکر، صبحت شکرین یا صبحت شیرین یکی از اصطلاحاتیه که به جای صبح به خیر استفاده می شه.

برای صبح به خیر گفتن به عربی می تونید بگید: صباحک سکر، صباح النور، صباح الخیر، صباح العافیه یا هر اصطلاحی که فکر می کنید قشنگه رو بسازید.

این آهنگ از کاظم الساهر هست. گوش بدید لطفا

إذا مر یوم ولم أتذکر

اگه روزی گذشت و من فراموش کردم

به أن أقول صباحک سکر

که بگویم صبحت شکر (صبح به خیر)

فلا تحزنی من ذهولی وصمتی

پس از سکوت و حیرت من ناراحت نشو

ولا تحسبی أن شیئًا تغیر

و فکر نکن که چیزی تغییر کرده

فحین أنا لا أقول أحبک

چرا که من وقتی نمی گویم دوستت دارم

فمعناه أنی أحبک أکثر

معنیش آن است که بیشتر دوستت دارم

إذا ما جلستِ طویلاً أمامی

اگه هر وقت که مدت زمانی زیادی مقابلم نشستی

ک مملکه من عبیر ومرمر

ماننده ملکه ای از عبیر و مرمر

وأغمضت عن طیباتک عینی

و از زیبایی هایت چشم بستم

وأهملت شکوى القمیص المعطر

و گله کردن از عطر پیراهنت را فرو گذاشتم

فلا تنعتینی بموت الشعور

مرا به مرگ احساس توصیف نکن

ولا تحسبی أن قلبی تحجر

و گمان نکن که قلبم سنگ شده باشد

أحبک فوق المحبه لکن

تو را بیش از محبت دوست دارم ولیکن

دعینی أراک کما أتصور

بگذار تو را همانطور که تصور می کنم، ببینم

.

ترجمه آهنگ ضمنی علی صدرک از کاظم الساهر

ضمنی علی صدرک، یا من رو در آغوشت پنهان کن از کاظم الساهر


ضمنی على صدرک .. وأبعدنی عن الناس

من رو توی آغوشت پنهان کن، و از مردم دور کن

شوف الغزل والحب .. والنشوه والإحساس

عشق و عشق بازی رو ببین و مستی و احساس رو

والله یا عمری .. لآسّکر بدون الکاس

به خدا ای زندگی من، بدون جام هم مست می شم

ضمنی على صدرک .. بردان دفینی

من رو توی آغوشت پنهان کن، سردمه، گرمم کن

وأنت على کیفیک .. موتنی أو أحیینی

بعد با خیال راحت، من رو بکش و زنده کن

من دون کل البشر .. تعجبنی یا عینی

از بین همه مردم، تو رو دوست دارم ای چشم من

ضمنی على صدرک .. ضمنی ضعف صبری

من رو توی آغوشت پنهن کن، پنهان کن صبرم تمام شد

لأتنفس أنفاسک .. وأحرقها فی صدری

نفس های تو رو تنفس می کنم و توی سینه ام می سوزونم

کل نقطه فی جسمی .. تملکها یا عمری

تو مالک هر نقطه جسم منی، زندگیم

 

ترجمه آهنگ قولی احبک از کاظم الساهر

ترانه بسیار زیبای “قولی احبک” به معنای “بگو: دوستت دارم” از نزار قبانی با صدای زیبای کاظم الساهر

قولی أحبک کی تزید وسامتی

بگو: دوستت دارم، تا زیباییم زیاده گردد

فبغیر حبکٍ لا أکون جمیلاً

که بدون عشق تو زیبا نیستم

قولی أحبک کی تصیر أصابعی

بگو: دوستت دارم، تا انگشتانم طلا گردد

ذهبا وتصبح جبهتی قندیلاً

و پیشانی ام فانوسی نورانی

الآن قولیها .. قولیها ولا تترددی

هم اکنون بگو، بگو و تردید نکن

بعض الهوى لا یقبل التأجیلا

بعضی از عشق ها، هیچ تعویقی نمی پذیرد

سأغیر التقویما لو أحببتنی

تقویم را تغییر خواهم داد، اگر مرا دوست بداری

أمحو فصولا ًأو أضیف فصولاً

فصل هایی را پاک می کنم و فصل هایی می افزایم

وسینتهی العصر القدیم على یدی

و عصر قدیم به دست من پایان می یابد

وأقیم عاصمه النساء بدیلاً

و پایتخت زنان به عنوان جایگزین را برپا می کنم

ملکً أنا لو تصبحین حبیبتی

پادشاهم اگر تو معشوقه من باشی

أغزو الشموس مراکباً وخیولاً

که سواره و تازان به جنگ خورشید می روم

لا تخجلی منی فهذی فرصتی

از من خجالت نکش که این فرصت من است

لأکون بین العاشقین رسولاً

تا بتوانم بین عاشقان، پیامبری باشم

 

 

ترجمه فارسی آهنگ حبیبتی و المطر از کاظم الساهر

ترجمه فارسی آهنگ عربی حبیبتی و المطر یا محبوب من و باران از کاظم الساهر

حبیبتی والمطر

محبوب من و باران

أخاف أن تمطر الدنیا ولستِ معی

می ترسم که باران ببارد و تو با من نباشی

فمنذ رحتی وعندی عقده المطر

چرا که از وقتی رفتی، عقده باران را دارم

کان الشتاء یغطینی بمعطفه

زمستان مرا با پالتوی خود می پوشاند

فلا افکر فی برد ولا ضجر

ولی من به هیچ سرما و ناراحتی فکر نمی کردم

کانت الریح تعوی خلف نافذتی

باد پشت پنجره ام زوزه می کشید

فتهمسین تمسک ها هنا شعری

و تو زمزمه می کردی، بیا، بگیر، موهای من اینجاست

الان اجلس والامطار تجلدنی

الان می نشینم و باران تازیانه ام می زند

على ذراعی على وجهی على ظهری

بر ساعد من، بر صورت من، بر پشتم

فمن یدافع عنی یا مسافره

پس کیست که از من محافظت کند، ای مسافری

مثل الیمامه بین العین والبصر

که مانند کبوتری بین چشم و دیده در سفری

کیف امحوک من اوراق ذاکرتی

چگونه تو را از دفتر خاطراتم پاک کنم

وأنت فی القلب مثل النقش فی الحجر

در حالی که مانند نقش در سنگ، در قلب منی

أنا أحبک یا من تسکنین دمی

من تو را دوست دارم، ای که در خون من منزل داری

إن کنت فی الصین أو ان کنت فی القمر

چه اگر در چین باشی، چه اگر در ماه

ترجمه آهنگ فرشت رمل البحر از کاظم الساهر

ترانه بسیار زیبای فرشت رمل البحر از کاظم الساهر

فرشت رمل البحر ونامت واتغطت بالشمس

شن های ساحل را پهن کرد و خوابید و خودش را با خورشید پوشاند

وصارت مثل النار اعصابی امتى الحلو تحس

روانم مانند آتش برافروخته شد، پس کی آن زیبا رو احساس خواهد کرد

طیورک یا بحر تغازلها وتشرب من إیدیها

پرنده های تو ای دریا، با او عشق بازی می کنند و از دستانش آب می نوشند

وأمواجک ترکض فرحانه وتبوس رجلیها

و موج هایت سراسیمه می دوند و پاهای او را بوسه می زنند

والرمل یدوب من الغیره بحضنها یغطیها

و شن از غیرت آب می شود، او را به آغوش می کشد و می پوشاند

وأنا مثلک یا بحر وأکثر معجب جدا بیها

و من هم مانند تو ای دریا، از او واقعا شگفت زده ام

یا صاحبه الجسد الخمری رمل البحر أدفى أو صدری

ای صاحب جسم شرابی، شن ساحل گرم تر است یا سینه من؟

من عمری لعمرک یا عمری أنت تمنی وبس

ای از عمر من فدای تو، تو فقط آرزو کن و بس

یا شمس انتظری ولا تغیبی خلینی استمتع بحبیبی

ای خورشید، صبر کن و غروب نکن، بگذار از دیدن محبوبم لذت ببرم

هی حیاتی هی نصیبی هی حبیبتی وبس

او زندگی من، قسمت من و تنها محبوب من است

 

ترجمه آهنگ الا أنت از کاظم الساهر

آهنگ اشهد یا الا انتِ از کاظم الساهر به درخواست یکی از دوستان که البته من هم دوست داشتم این آهنگ رو بذارم.

ترانه از نزار قبانی است. آهنگ با اشهد الا امرأه شروع می شه که شبیه اشهد ان … های دینی است و نهایت ایمان شاعر رو به معشوقش نشون می ده! و مثل همیشه با یک شعر و شعور نزاری ما رو مواجه می کنه. امیدوارم که لذت ببرید و تقریبا مطمئنم که خواهید برد.

آهنگ رو پخش کنید آقا! بعد گوش بدید. مچکرم

أشهد ألا امرأه أتقنت اللعبه إلا أنت

شهادت می دهم که هیچ زنی بازی رو بلد نیست، به جز تو

واحتملت حماقتی عشره أعوامٍ کما احتملت

و هیچ زنی مثل تو ده سال حماقت من رو تحمل نکرد

واصطبرت على جنونی مثلما صبرتِ

و مانند تو بر دیوانگی ام صبر نکرد

وقلمت أظافری ورتبت دفاتری

و ناخن های مرا نگرفت و دفترهایم را مرتب نکرد

وأدخلتنی روضه الأطفال إلا أنتٍ

و مرا وارد باغ کودکان نکرد، به جز تو

أشهد ألا امرأه تجتاحنی .. فی لحظات العشق کالزلزال

شهادت می دهم که هیچ زنی مرا در لحظات عشق، مانند زلزله آتش نمی زند

تحرقنی .. تغرقنی .. تشعلنی .. تطفأنی

نمی سوزاندم ، غرقم نمی کند، شعله ورم نمی کند، خاموشم نمی کند

تکسرنی نصفین کالهلال

مانند هلال مرا دو نصف نمی کند

تحتل نفسی أطول احتلال .. وأجمل احتلال إلا أنتِ

و روحم را غارت نمی کند، طولانی ترین غارت و زیباترین غارت، به جز تو

یا امرأه أعطتنی الحب بمنتهى الحضاره

ای زنی که عشق را در نهایت تمدن به من بخشید

وحاورتنی مثلما تحاور القیثاره

و با من آنگونه صحبت کرد که با قیصرها صحبت می کنند

تطیر کالحمامه البیضاء فی فکری إذا فکرت

هر وقت فکر می کنم مانند کبوتری سفید در ذهنم به پرواز در می آید

تخرج کالعصفور من حقیبتی إذا أنا سافرت

و هر وقت سفر می کنم مانند گنجشک از کیسه ام خارج می شود

تلبسنی کمعطف علیها فی الصیف والشتاء

مانند بارانی مرا در زمستان و تابستان به تن می کند

أیتها الشفافه اللماحه العادیه الجمیله

ای شفاف درخشنده ی عادیِ زیبا

أیتها الشهیه البهیه الدائمه الطفوله

ای دلخواه ارزشمندِ همواره کودک

أشهد ألا امرأه على محیط خصرها تجتمع العصور

شهادت می دهم هیچ زنی نیست که بر پهلوی او گنجشکک ها گرد آیند

و ألف .. ألف کوکب یدور

و هزاران هزار ستاره به گردش درآیند

أشهد ألا امرأه غیرک یا حبیبتی

شهادت می دهم هیچ زنی غیر ازتو، محبوبم

على ذراعیها تربى أول الذکور وآخر الذکور

بر ساعدهایش، اولین و آخرین مردان بزرگ نشدن

إلا أنتِ

به جز تو

ترجمه آهنگ الی التلمیذه از کاظم الساهر

الی التلمیذه یا برای آن دانش آموز، ترانه ای است از کاظم الساهر و شاعر مشهور، نزار قبانی. حکایت نامه ایست از یک معلم به دانش آموز دخترش که در آن به ستایش عشق می پردازد. متن ترانه بسیار بسیار دلنشین و رمانتیکه! من واقعا این آهنگ رو دوست دارم. مثل همیشه ساندکلاد آهنگ رو می ذارم که پخش کنید و با اون از ترجمه و متن و موسیقی آهنگ لذت ببرید
.

قولی ولو کذبا کلام ناعما

بگو، هر چند به دروغ، سخنی نرم بگو

قد کاد یقتلنی بک التمثال

این مجسمه بودن تو دارد مرا می کشد

ما زلت فی فن المحبه طفله

هنوز در هنر عشق، کودکی

بینی وبینک أبحر وجبال

بین من و تو، دریاها و کوه هاست

لم تستطیعی بعد أن تتفهمی

هنوز نمی توانی درک کنی

أن الرجال جمیعهم أطفال

که مردان، همه، کودک هستند

فإذا وقفت أمام حسنک صامتا

پس زمانی که در مقابل زیبایی تو سکوت کردم

فالصمت فی حرم الجمال جمال

بدان که سکوت در حریم زیبایی، زیباست

کلماتنا فی الحب تقتل حبنا

کلمات ما در مورد عشق، عشق را می کشد

إن الحروف تموت حین تقال

چرا که صحبت ها وقتی گفته می شوند، می میرند

قصص الهوى قد جننتک فکلها

داستان های عاشقی، تو را دیوانه کرده است

غیبوبه وخرافه وخیال

همه آن ها غیب گویی و خرافه و خیال اند

الحب لیس روایه یا حلوه

عشق، زیبای من، حکایتی نیست که

بختامها یتزوج الأبطال

در پایان آن، قهرمان های داستان با هم ازدواج کنند

هو أن نثور لأی شئ تافه

عشق همان است که برای هر چیز کوچکی خشمگین شویم

هو یأسنا هو شکنا القتال

عشق، همان نا امیدی، همان شک کشنده ماست

هو هذه الکف التی تغتالنا

عشق، همان دستی است که ما را می کشد

ونقبل الکف الذی تغتال

و ما آن دستی که ما را می کشد، می بوسیم

دانلود و ترجمه آهنگ عبرت الشط علی مودک از کاظم الساهر

ترجمه فارسی آهنگ عربی عبرت الشط علی مودک از کاظم الساهر یک آهنگ قدیمی و نوستالژیک که البته جدیدا هم زیاد بازخوانی شده!

دانلود آهنگ عبرت الشط

ترانه های عراقی معمولا با یک شعر دو بیتی شروع می شن که آخرین مصرع اون ها به “یه” ختم می شه! به این نوع شعر می گن “ابوذیه”!

یک رسم هست که ترانه ها رو با یک ابوذیه شروع کنن و به صورت آواز بخونن! به این قسمت از ترانه می گن “مَوال”!

 

یا کاس العمر ما ظلت وش البیک

ای جام عمر من، چیزی که در تو بود تموم شد

ویا جرحی إش وقت تنزف وشل بیک

و ای زخم من تا کی خون ریزی می کنی، تمام خون من خشک شد

یقلی لیش متمرمر وش لبیک

به من می گه که چرا تلخی می کنی و چت شده

وهو سبب کل الل صار بیه

در حالی که خودش دلیل همه بلاهاییه که سرم اومد

 

 

عبرت الشط على مودک وخلیتک على راسی

به خاطر تو از رودخونه رد شدم و تو رو بالای سرم گذاشتم

بکل غطه أحس بالموت وبقوه أشهق أنفاسی

هر بار که زیر آب می رفتم حس می کردم دارم می میرم و به سختی نفس می کشیدم

وسمیتک أعز ناسی

با این حال تو رو عزیز ترینم صدا می کردم

کل هذا وقلت أمرک أحلى من العسل مرک

با این همه گفتم، امر امر توست، تلخی تو از عسل برام شیرین تره

وین ترید أروح ویاک بس لا تجرح إحساسی

کجا می خوای بری؟ باهات می آم، فقط احساسم رو زخمی نکنی

أمر وعیونی بعیونک وأنت عیونک لغیری

رد می شم در حالی که به چشمات نگاه می کنم، ولی تو نگاهت به کس دیگه ایه

فضلتک على روحی وضاع ویاک تقدیری

تو رو به خودم هم ترجیح دادم، این طور شد که ارزشم ضایع شد

قول أیش قصرت ویاک وش تطلب بعد أکثر

بگو برات چی کم گذاشتم و بیش تر از این دیگه چی می خوای؟

على ذراعی تنام اللیل وأقول إرتاح وأنا أسهر

هر شب روی دستم می خوابیدی و می گفتم تو راحت باش و من شب رو بیدار می موندم

وصلت لشاطئ أحلامک بتضحیتی وسهر لیلی

به بالاترین رویاهات رسیدی، به خاطر از خودگذشتی و شب بیداری من

ولا مره قلت ممنون وأنا الل منهدم حیلی

حتی یک بار هم تشکر نکردی، در حالی که من همه توانم از بین رفته بود

قول أیش قصرت ویاک وش تطلب بعد أکثر

بگو برات چی کم گذاشتم و بیش تر از این دیگه چی می خوای؟

على کفوفی تنام اللیل وأقول إرتاح وأنا أسهر

بر روی کتف هام می خوابیدی و می گفتم تو راحت باش و من شب رو بیدار می موندم

ترجمه آهنگ احبینی از کاظم الساهر

ترجمه آهنگ زیبای احبینی بلا عقد از کاظم الساهر، شعر از نزار قبانی عزیز

أحبینی بلا عقد

 

أحبینی بلا عقد

بدون هیچ گره ای دوستم داشته باش

وضیعی فی خطوط یدی

و در میان خطوط کف دستم ناپدید شو

أحبینی لأسبوع لأیام لساعات

من رو برای هفته ای، برای چند ساعت دوست داشته باش

فلست أنا الذی یهتم بالأبد

چرا که من به ابدیت اهمیتی نمی دهم

أحبینی أحبینی ..

دوستم داشته باش، دوستم داشته باش

تعالی واسقطی مطرا ..

بیا و ببار

على عطشى وصحراى

بر تشنگی و صحرای من

وذوبی فی فمی کالشمع ..

و مانند موم در دهانم آب شو

وانعجنی بأجزائی

و با اجزای بدنم بیامیز

أحبینی أحبینی ..

دوستم داشته باش، دوستم داشته باش

أحبینی بطهری أو بأخطاءی

مرا با پاکی ها و با اشتباهاتم دوست داشته باش

وغطینی ایا سقفا من الأزهار

و مرا بپوشان، ای سقفی از شکوفه

یا غابات حناءی

ای جنگل های حنا

أنا رجلا بلا قدرا ..

من مردی بدون سرنوشت هستم

فکونی أنتی لی قدری

پس تو سرنوشت من باش

أحبینی أحبینی ..

مرا دوست داشته باش، مرا دوست داشته باش

أحبینی ولا تتساءلی کیف

مرا دوست داشته باش و نپرس چگونه

ولا تتلعثمی خجلا

و لحظه ای از برای شرم، درنگ نکن

ولا تتساقطی خوفا

و نگذار که ترس تو را از پای درآورد

کونی البحر والمیناء ..

دریا باش و بندرگاه

کونی الأرض والمنفى

زمین باش و تبعید گاه

کونی الصحوه والإعصار

بیداری باش و گردباد

کونی اللین و العنف

نرمی باش و سختی

أحبینی معذبتی

مرا دوست داشته باش، شکنجه گر من

وذوبی فی الهواء مثلی کما شئتی

و در عشق ذوب شو، مانند من، همان گونه که می خواستی

أحبینی بعیدا عن بلاد القهر والکبت

مرا دوست داشته باش، به دور از سرزمین قهر و نکبت

بعیدا عن مدینتنا التی شبعت من الموت

به دور از شهر ما، که سیر شده است از مرگ

أحبینی أحبینی ..

مرا دوست داشته باش، مرا دوست داشته باش

متن و ترجمه آهنگ عربی الحب المستحیل از کاظم الساهر

ترجمه فارسی آهنگ زیبای کاظم الساهر به نام الحب المستحیل یا عشق ناممکن با ترانه ای زیبا از نزار قبانی عزیز، امیدوارم که برای شما هم لذت بخش باشه شنیدن و متن و ترجمه اش.

احبک جدا

واقعا تو را دوست می دارم

واعرف ان الطریق الى المستحیل طویل

و می دانم که راهِ رسیدن به غیرممکن، بسیار طولانی است

واعرف انک ست النساء ولیس لدى دلیل

و می دانم که تو بدون هیچ دلیلی بانوی بانوان هستی

واعرف ان زمان الحبیب انتهى ومات الکلام الجمیل

و می دانم که زمان مهربانی تمام شده است و سخنان زیبا مرده اند

لست النساء ماذا نقولوا

به بانوی بانوان چه بگوییم؟

احبک جدا…..احبک جدا

واقعا دوستت دارم، واقعا دوستت دارم

واعرف بانى اعیش بمنفى وانت بمنفى وبینى وبینک

و می دانم که من در تبعیدگاهی زندگی می کنم و تو در تبعیدگاه دیگری و بین من و تو

ریح وبرق وغیم ورعد وثلج ونااار

طوفان و رعد و برق و ابر و برف و آتش است

اعرف ان الوصول الى عینیک وهم

می دانم رسیدن به چشمان تو وهم است

واعرف ان الوصول الى شفتیک انتحار

و می دانم رسیدن به لبهای تو خودکشی است

ویسعدنى…….

و خوشحالم می دارد که…

ان امزق نفسى لاجلک ایتها الغالیه

خود را به خاطر تو ای عزیز پاره پاره کنم

ولو خیرونى لکررت حبک للمره الثانیه

با این حال اگر باز به من اختیار داده شود، دوباره عشق تو را تکرار خواهم کرد

یامن غزلت قمیصک من اوراق الشجر

ای کسی که پیراهنت را از برگ درختان بافته ام

یامن حمیتک بالصبر من قطرات المطر

ای کسی که صبورانه از قطرات باران محافظت کردم

احبک جدا واعرف انى اسافر فى بحر عینیکى دون یقینى

واقعا دوستت دارم و می دانم که من در دریای چشمان تو بی هیچ اطمینانی سفر می کنم

واترک عقلى ورائى وارکض خلف جنونى

و عقلم را پشت سرم می گذارم و به سوی دیوانگی ام می دوم

ایا امراءه تمسک القلب بین یدها

ای زنی که قلب من را بین دستانش نگه داشته است

سالتک بالله لا تترکینى

از تو درخواست می کنم، به خاطر خدا مرا ترک نکن

فماذا اکون انا اذا لم تکونى

که من اگر تو نباشی، نمی دانم چه خواهم بود

احبک جدا جدا وجدا

واقعا دوستت دارم، واقعا، واقعا

ارفض من نارحبک ان استقیلا

من از آتش عشق تو روی نمی گردانم

وهل یستطیع المتیم بالحب ان یستقیلا

و دیوانه عشق کجا می تواند که رویگردان شود

وما همنى ان خرجت من الحب حیا

و برایم اهمیتی ندارد که از عشق تو زنده بیرون بیایم

وماهمنى ان خرجت قتیلا

و برای اهمیتی ندارد اگر در عشقت بمیرم