ترجمه آهنگ یا لیالی البشر از بانو اسمهان

ياليالي البشر ياأحلا الليالي اين انتي الآن من ليل هواني

ای شب های شادی، ای زیباترین شب ها، الان کجا هستی

لم تعودي غير ذكرى في خيالي فأنا اليوم اقاسي من زماني

بر نمی گردی به جز به صورت خاطره ای در خیالم، چرا که من از زمانه ام رنج می برم

ياطيور اين زمان التغني يازهور اين عبير التمني

ای پرندگان، زمان آواز خوانی کجاست؟ ای شکوفه ها عطر دلکش کجاست

كل مافي الكون من حسن بديع يتجلّى

هر چه در جهان از زیبایی ناب جلوه می کند

حظنا منه عيون بالدموع تتملّى

قسمت ما از آن، چشمانی سرشار از اشک است

كانت الدنيا نضيره اصبحت ذُلا وحيره

دنیا سرسبز بود اما همه اش ذلت و شگفتی شد

ودنا هبُّ النسيم يحمل الألحان من صوب الغدير

دوست داریم نسیم با خود نغمه هایی از سوی چشمه بیاورد

فإذا القلب سقيم لم يعد يطرب من شدو السرور

و حالا قلب بیمار است، دیگر از ترانه شاد به طرب نمی آید

والقمر باسم بالفرح والسهر قد خلا من مرح

و در حالی که ماه در شادی لبخند می زند، شب بیداری از شادی تهی شده است

يابهجة الماضي السعيد واماني العهد البعيد

ای شادی گذشته خوشوقت و آرزوی عصر قدیم

يابهاك ياصفاك

چه زیبایی ، چه صفایی

كم تراءيتي لعيني في المنام وعيوني قلّما الليل تنام

چقدر به چشمانم در خواب نگاه کردی و چقدر چشمانم در شب کم می خوابند

والورود اليانعه والثريا الساطعه واللآلي اللامعه

و گل ها رسیده اند و ثریا رخشان است و مروارید ها درخشان

عهدها قد مضى عزها انقضى يالحكم القضا

زمانش گذشته و عزتش به حکم قضا پایان یافته است

ارجع الله لنا تلك الأماني

خداوند آن آرزوها را برای ما باز گرداند

ترجمه آهنگ بلوة غیابک از اصالة الماجدی

بلوه غيابك یهد الحيل

نبودنت بلایی است که توان آدم را نابود می کند

مصيبة وابقى اون بالليل

مصیبت است و کل شب را ناله می کنم

احس كلبي ورق بالريح

احساس می کنم قلبم برگی بر روی بادها است

يطير ويا الهوا ويميل

با باد پرواز می کند و جابه جا می شود

شوكي الك ماينحزر

اشتیاقم به تو قابل شمارش نیست

يمكن بكد النجم

شاید اندازه ستاره ها

حيل ملهوف لحنانك

حسابی نیازمند مهربانی ات هستم

وانت ماعندك علم

ولی تو اصلا نمی دونی

غالي واتمنى تجي

عزیزی و دوست دارم بیایی

شكد الك ابچي واحن

چقدر برای تو گریه و دلتنگی کنم

كلبي مثل الطير احسة

احساس می کنم قلبم مانند پرنده است

وارضى لو حضنك سجن

و راضیم اگه آغوش تو قفس باشه

ياحبيبي ايموت افراكك

حبیب من، دوریت آدم را می کشد

ابالي بس يفكر بحبك

خاطرم فقط به عشق تو فکر می کند

ياحبيبي ايموت افراكك

حبیب من، دوریت آدم را می کشد

وينك اتمناك ترجعلي

کجایی دوست دارم که بر گردی

وينك انت اهواية محتاجك

کجایی تو خیلی بهت نیازمندم

حبيبي بدونك اشوف الموت

عشق من، بدون تو مرگ رو می بینم

واغص بدمعي واون بسكوت

توی گریه ام گلوم می گیره و توی سکوت ناله می کنم

يحب وديلي خبر منك

عشقم خبری از خودت برام بفرست

دوا العاشك رسالة وصوت

دوای عاشق نامه و صوت حبیب است

بعدك المن اشتكي

بعد از تو به کی شکایت کنم

محد يحس بالجرح

هیچ کس زخم من رو حس نمی کنه

ليلي وحشة يمر عليه

شب وحشت بر من می گذره

وظلمة بعيوني الصبح

و تاریکی در چشمم، صبحه

اسهر و روحي تون

شب بیدارم و روحم ناله می کنه

وحيل يخنكي الهوا

و هوا محکم خفه ام می کنه

دوا كل الدنيا عادي

همه داروی های دنیا بی اثره

انت بس حضنك دوا

فقط آغوش تو دوای منه

ترجمه فارسی شعر اسئلک الرحیلا از نزار قبانی

أسألك الرحيلا

خواهش می کنم برو!

لنفترق قليلا

بگذار مدتی دورازهم باشیم

لخير هذا الحب يا حبيبي

دلبرم..این برای عشق مان بهتر است

وخيرنا

و به خیر و صلاح ماست….

بگذار مدتی ازهم دور و جدا باشیم

لأنني أريد أن تزيد في محبتي

چرا که می خواهم عشقت بیش ازاین باشد

أريد أن تكرهني قليلا

و کمی هم از من بدت بیاید!

بحق ما لدينا

قسمت می دهم به آنچه که داریم..

من ذكرٍ غاليةٍ كانت على كلينا

از خاطرات پر بهایمان و..

بحق حبٍ رائعٍ

عشق شگفتی آور مان..(همان که)

ما زال منقوشاً على فمينا

مُهرشهنوزبردهانمان هست

ما زال محفوراً على يدينا

و هنوز،اثرش بردستان مان حک شده است

بحق ما كتبته.. إلي من رسائل

قسم به نامه هایی که برایم نوشتی..

ووجهك المزروع مثل وردةٍ في داخلي

و به رویت که درونم چون گل روییده..

وحبك الباقي على شعري على أناملي

و به عشقت که اثرش برموهایم وسرانگشتانم

باقی مانده!

بحق ذكرياتنا

به خاطرات مانقسم

وحزننا الجميل وابتسامنا

وبه اندوه و لبخند زیبامان

وحبنا الذي غدا أكبر من كلامنا

و به عشقی که در آینده

از سخنانمان فراترخواهد رفت

أكبر من شفاهنا

وازآنی که به هم می گفتیم بزرگترخواهد شد!..

بحق أحلى قصة للحب في حياتنا

به شیرین ترین داستان عاشقانه ی

زندگی مان قسم

خواهش می کنم برو!

لنفترق أحبابا

بگذاریاران از هم دور و جدا باشند..

فالطير في كل موسمٍ

دلبرم (مگر نمی بینی) پرنده هر زمستان..

تفارق الهضابا

پرمی کشد ازکوه و دشت ؟..

والشمس يا حبيبي

و خورشید…

تكون أحلى عندما تحاول الغيابا

هنگام غروب زیباتربه نظر می آید؟!

كن في حياتي الشك والعذابا

در زندگی ام (چیزی باش) بین شک و عذاب!

كن مرةً أسطورةً

یک بار اسطوره باش..

كن مرةً سرابا

و بار دیگر سراب!..

وكن سؤالاً في فمي

و سوالی در دهانم باش

لا يعرف الجوابا

که برایش ندارم جواب!

من أجل حبٍ رائعٍ

به خاطر عشق شگفت آور مان

يسكن منا القلب والأهدابا

که لانه کرده است در دلها و مژگان مان!

وكي أكون دائماً جميلةً

برای اینکه زیبا و جاودان بماند

و كي تكون أكثر اقترابا

و ما را نزدیک ترکند به هم

أسألك الذهابا

خواهش می کنم برو!..

لنفترق.. ونحن عاشقان

بگذار دور از هم باشیم اما عاشق!..

لنفترق برغم كل الحب والحنان

بگذار با تمام عشق و مِهری

که به هم داریم دورازهم باشیم

فمن خلال الدمع يا حبيبي

چرا که عزیزم

أريد أن تراني

دلم می خواهد از میان اشکت ببینی ام!

ومن خلال النار والدخان

أريد أن ترانی

و ببینی ام از بین آتش و دود!..

لنحترق.. لنبك يا حبيبي

دلبرم.. بگذار تا بسوزیم…بگذار تا بگرییم

فقد نسينا

چراکه مدتهاست از یاد برده ایم

نعمة البكاء من زمان

نعمت گریه کردن را!

لنفترق

بگذار دور باشیم..

كي لا يصير حبنا اعتيادا

تا عشق مان عادت

وشوقنا رمادا

اشتیاق مان خاکستر

وتذبل الأزهار في الأواني

و گلهای گلدانمان پژمرده نشود!..

كن مطمئن النفس يا صغيري

دلبرکم..مطمئن باش

فلم يزل حبك ملء العين والضمير عشقت چشم و دلم را پر کرده

ولم أزل مأخوذةً بحبك الكبير

و هنوز گرفتارعشق بزرگ توام!

ولم أزل أحلم أن تكون لي

و رویایم این است…مال من باشی..

يا فارسي أنت ويا أميري

ای تک سوار و شاهزاده ی من!

لكنني.. لكنني

اما…اما…

أخاف من عاطفتي

از عاطفه ام می ترسم

أخاف من شعوري

از احساسم!

أخاف أن نسأم من أشواقنا

می ترسم (روزی) اشتیاقمان بیزاری بیاورد!

أخاف من وصالنا

از به هم رسیدنمان می ترسم..

أخاف من عناقنا

از هم آغوشی مان می ترسم..

فباسم حبٍ رائعٍ

پس به نام عشق شگفت آورمان

أزهر كالربيع في أعماقنا

که همچو بهار درونمان شکوفه کرده است..

أضاء مثل الشمس في أحداقنا

و چون خورشید برچشمانمان می تابد

وباسم أحلى قصةٍ للحب في زماننا و به نام شیرین ترین داستان عاشقانه ی زمانه ی ما

خواهش می کنم برو!..

حتى يظل حبنا جميلا

برای اینکه همچنان عشقمان زیبا بماند..

حتى يكون عمره طويلا

برای اینکه پایدار باشد..

أسألك الرحيلا

از تو خواهش می کنم برو!…. .

ترجمه آهنگ ردتک تمر ضیف از فؤاد سالم

طال حتى قلته لا ينقضي

آنقدر طول کشید که گمان کردم تمام نمی شود

ونأى الصبح فما منه أثر

و صبح دور شد و هیچ اثری از آن نبود

غاب عني قمر أحببته

و ماهی که دوستش داشتم از من غیبت کرد

فتعللت بأنوار القمر

پس به نور مهتاب از او شکایت بردم

كلما هيج شوقي حزني

هر بار که غمم اشتیاقم را تحریک کرد

صحت يا ليلي أما فيك سحر

فریاد زدم که ای شب آیا تو را سحری نیست؟

حنی حنی اشویه یا عین المهی

کمی مهربانی کن ای چشم زیبارو

خزرات المعاتب چونی

اخم های سرزنشگرت مرا سوزاند

اشکثر مالوع حتی اهلی

از بس که نوحه می کنم

اصبحت جزعانه منی

حتی خانواده ام از من شاکی شد

آخ منی آخ منی و آخ من روحی الگضت

آخ از من و آخ از جانی که

هذا العمر بس بالتمنی

کل عمر را به آرزو تمام کرد

رافقتنی الونه و الحسرات

آه و حسرت رفیق من شد

من بطن الی حملنی

از همان شکمی که مرا حمل کرد

و هذا عمری مگالب ویه الظیم

و تمام عمرم با بدبختی کشتی گرفتم

ما مر الضحک مره علی سنی

و حتی یک بار خنده بر لبانم ننشست

و هذا حچی الناس

و این هم حرف مردم

اون و من لوعتی و گالو یغنی

ناله می کنم و از ناله ام می گویند که ترانه می خواند

ردتك تمر ضيف وتسكت اليحجون

می خواستم که مثل مهمان به من گذر کنی و گزافه گوها را ساکت کنی

حجيك مطر صيف ما بلل اليمشون

اما کلام تو باران تابستانی است و رهگذران را خیس نمی کند ( پای قولت نمی ایستی)

ما تنسى ولفك كنت اعتقد ياهواي ماتنسى ولفك

یارت را فراموش نمی کنی، فکر می کردم یارت را فراموش نمی کنی

وضيعت عرفك يالواعدت شبساع ضيعت عرفك

چه قدر زود شناختی که ازت داشتم را تباه کردی

ويه النحبهم قسمه ونصيب ويه النودهم

قسمت شده است که با کسانی که دوستشان دارم

ارضى بزعلهم خلصت كل دنياي ارضى بزعلهم

همه عمرم را با ناراحتی آنها کنار بیایم و نازشان را بخرم

ياولفي طيفك كلما یمر على البال ياولفي طيفك

ای دوست من، خیال تو هر بار که به خاطرم می آید

.وبس كون اشوفك ارضى تمرني بطيف بس اكون اشوفك

راضی ام که تو را ببینم، هر چند که به خیال من گذر کنی

ردتك تمر ضيف وتسكت اليحجون

می خواستم که مثل مهمان به من گذر کنی و گزافه گوها را ساکت کنی

ترجمه آهنگ اعمل عاقله از نانسی عجرم

ترجمه آهنگ أعمل عاقله یعنی عاقلانه عمل کنم از نانسی عجرم

كل يومين يبعد ويسبني واتمني بحبه بيحسبني

هر دو روز من رو ترک می کنه و من آرزو دارم دوستم داشته باشه

هفضل كده سايباه يعذبني وينسى هوايا

این طور بهتره که من رو ترک کنه و عذابم بده و زیاد فراموش کنه؟

يبعد عني وانادي عليه واللي نبات فيه بنصبح فيه

ازم دوری می کنه و من صداش می کنم ولی باز روز از نو روزی از نو

بس لامتى انا كده ها ناديه يا قلبي كفايه

ولی تا کی من هی صداش کنم؟ ای دل من بس کن

انا مليت اتعب واتحمل وأعمل عاقله

من خسته شدم هی تلاش کنم و تحمل کنم و عاقلانه عمل کنم

انا على الحل ده معاه بصراحه مش متفأله

راستش رو بخوای من در مورد اون خوش بین نیستم

وعايزني اسأل عنه الاول طيب مش سأله

و ازم انتظار داره مثل اوایل سراغش رو بگیرم، ولی نمی کنم

مهما حاولت يا قلبي اقوله مبيفرقش كلامي ده كله

هر چقدر سعی کردم بهش بگم ولی حرفم براش فرقی نداره

والموضوع مش عارفه انا حله بقالي ليالي

و چند شبه که نتونستم این موضوع رو حل کنم

كل ما يزعل مني يغير عقله صغير طبعه غريب

هر وقت ازم ناراحت می شه تغییر می کنه کوچک عقل می شه و طبعش غریب می شه

حد يقله بجد تعبت ده ياما جرالي

یه نفر بهش بگه که واقعا خسته شدم از این ماجرا ها

انا مليت اتعب واتحمل وأعمل عاقله

من خسته شدم هی تلاش کنم و تحمل کنم و عاقلانه عمل کنم

انا على الحل ده معاه بصراحه مش متفأله

راستش رو بخوای من در مورد اون خوش بین نیستم

وعايزني اسأل عنه الاول انا مش سأله

و ازم انتظار داره مثل اوایل سراغش رو بگیرم، ولی نمی کنم

انا مليت اتعب واتحمل واعمل عاقله

من خسته شدم هی تلاش کنم و تحمل کنم و عاقلانه عمل کنم

انا على الحل ده معاه بصراحه أنا مش متفأله

راستش رو بخوای من در مورد اون خوش بین نیستم

وعايزني اسأل عنه الاول طيب مش سأله

و ازم انتظار داره مثل اوایل سراغش رو بگیرم، ولی نمی کنم

ترجمه آهنگ مینلام از ایفان ناجی

مينلام ومينلام

قابل سرزنش نیست قابل ملامت نیست

كلمن اليه ما دام

هر کسی که با من نموند

محد عمل بصلة وياي

هیچ کس با من با اصالت عمل نکرد

متغير ويه الايام

روزها با من متغیر بودند

كلها تحب ونيني

همه آه و ناله من رو دوست دارند

عاجبها دمعة عيني

همه از اشک چشم من خوششان می آید

ياويلي علما يوفون

ای وای من بر کسایی که وفا نمی کنند

ضيعو تعب سنيني

تلاش سال های زندگی من رو ضایع کردند

اياهو السمع غرقان باخر كلامه

کی صدای آخرین کلمات غریق رو شنید؟

اي نفس الكلام اليوم قلتا بغرامه

همون کلماتی که در روزهای عاشقی اش ادا کردم

غايب ونا بلياه عايش نتاها

غایب است و من بدون او زندگی تباهی دارم

اسمعلي دقة باب وتعب وراها

صدای در را می شنوم و به دنبال آن خسته می شوم

اي غايب ونا بلياه عايش نتاها

غایب است و من بدون او زندگی تباهی دارم

اسمعلي دقة باب وتعب وراها

صدای در را می شنوم و به دنبال آن خسته می شوم

مينلام ومينلام

قابل سرزنش نیست قابل ملامت نیست

كلمن اليه ما دام

هر کسی که با من نموند

محد عمل بصلة وياي

هیچ کس با من با اصالت عمل نکرد

متغير ويه الايام

روزها با من متغیر بودند

و مبتليه هاي العين دوم بدمعها

این چشم دايم به اشک هایش مبتلا است

شايفتا من الناس كلش وجعها

آنچه از مردم دیه داست همه دردهایش است

امرلها شبعت موت روحي التحبك

بهش سر بزن از مرگ سیر شد جان من که تو را دوست دارد

هون عليها الشوق موتها تعبت

بر آن آسان بگیر که اشتیاقت او را کشت و خسته کرد

إباوعلي شوف شلون بالفرقا حالي

نگاه کن و ببین که حالم در فراقت چگونه است

حتى بخيالي القاك وحضن خيالي

حتی در خیالم تو را می بینم و خیالم را بغل می کنم

مينلام ومينلام

قابل سرزنش نیست قابل ملامت نیست

كلمن اليه ما دام

هر کسی که با من نموند

محد عمل بصلة وياي

هیچ کس با من با اصالت عمل نکرد

متغير ويه الايام

روزها با من متغیر بودند

اي وقفت بعد متريد هل دنيا تمشي

این دنیا ایستاده است و نمی خواهد دیگر حرکت کند

وضوجة بعد بالعين ما يحلى كل شي

بدبختی در چشم من است و هیچ چیز زیبا نیست

اليش التحبه الروح خلاها تبچي

چرا کسی که جان دوستش دارد گذاشت که گریه کند؟

عن يا جرح يا ضيم يا حسرة احچي

از کدام زخم کدام بدبختی کدام حسرت بگم؟

تدري شوكت انساك يا اغلى الاحباب

می دونی کی تو را فراموش خواهم کرد عزیز ترین؟

بيوم التجي وتشوف غطاني التراب

روزی که بیای و ببینی که خاک مرا پوشانده است

آهنگ اصعب فراق از جورج وسوف

اصعب فراق فراق الحبايب

سخت ترین فراق، دوری از محبوبه هاست

اصعب عذاب الشوق اللى غايب

سخت ترین عذاب، دلتنگی برای کسی است که غایبه

انا قلبى استنى ياما ترجعلى بالسلامة

قلب من مدتی است که منتظر توست که به سلامت برگردی

طمنى مرة الفرقة مرة انت اللى عالم بحالى

تو هم تصدیق کن که فراق تلخه، تویی که حالم رو خوب می دونی

هتجينى امتى ياوحشنى امتى

کی می آی ای که دلتنگم کردی کی؟

ده الليل فى بعدك ليالى

یک شب بدون تو چند شب طول می کشه برام

اه ياويلى من الليالى والبعد واسوته

اه و ای وای از شب ها و دوری و بی رحمیش

لو تعرف ايه جرالى شوف قلبى ولهفته

اگه بدونی چی به سرم اومد! قلبم رو ببین و اشتیاقش رو

يا حبيب القلب قولى مين يرضى بغربته

ای حبیب دلم بگو که به غربت راضی می شه؟

طمنى مرة الفرقة مرة انت اللى عالم بحالى

تو هم تصدیق کن که فراق تلخه، تویی که حالم رو خوب می دونی

هتجينى امتى ياوحشنى امتى ده الليل فى بعدك ليالى

کی می آی ای که دلتنگم کردی کی؟

ده الليل فى بعدك ليالى

یک شب بدون تو چند شب طول می کشه برام

انت ناوى تبقى قاسى ولا الهوى غيرك

تو می خوای همین طور بی رحم بمونی؟ یا این که عشق تغییرت می ده؟

لو كنت فى مرة ناسى نار بعدى تفكرك

اگه کاملا منو فارموش کردی، آتیش دوری یادت می اندازه

يبقى انت ازاى ناسينى ليه بعدى يصبرك

قراره همیشه من رو فراموش کنی؟ چرا دوریم بهت آرامش می ده؟

ليه بعدى يصبرك ليه بعدى يصبرك

چرا دوریم بهت آرامش می ده؟

ترجمه آهنگ باین حبیت از عمرو دیاب

وانت معايا ميشغلنيش الناس

وقتی تو با منی بقیه مردم نظرم رو جلب نمی کنند

فرق الاحساس أجمل بكتير

احساسم به تو خیلی متفاوت و زیباتره

وانت معايا بشوفك احلي الناس

وقتی تو بامنی تو رو از همه زیباتر می بینم

دي حقيقه خلاص مفيهاش تغير

این حقیقت محضه و هیچ وقت تغییر نمی کنه

باين حبيت أيوة أنا حبيت

معلومه عاشق شدم بله من عاشق شدم

حبيت الدنيا اللي بتضحكلي معاك علي طول

عاشق دنیایی که به روم می خنده وقتی برای همیشه با تو ام

باين حبيت أيوة أنا حبيت

معلومه عاشق شدم بله من عاشق شدم

وبشوف في عينيك الفرحة اللي تخليني بقول

و شادی رو توی چشمای تو می بینم که من رو وادار می کنه که بگم:

باين حبيت أيوة أنا حبيت

معلومه عاشق شدم بله من عاشق شدم

اتاكدت اني انا مقدرش اعيش

مطمئن شدم که من نمی تونم زندگی کنم

غير وانا وياك وهقولك ايه

بدون این که با تو باشم، چی بهت بگم

ده مفيش ثانيه تعدي متوحشنيش

هیچ ثانیه ای نیست که بگذره و من دلتنگت نباشم

وارتحت معاك طاب اسمي ده ايه

و با تو راحت شدم. اسم این رو چی بذارم؟

ترجمه انا نسیتک از جنات

انا نسيتك علي فكره

راستی، تو رو فراموش کردم

وحياتى هعيشها من بكره

از فردا زندگی خودم رو زندگی می کنم

محيت عمرى الي عيشته معاك

زندگانی که با تو داشتم رو پاک کردم

ماسبتش حاجه للذكرى

هییچ چیزی برای خاطره هم نمونده

جراحي داوتها ميت مره

زخم هام رو صد بار مداوا کردم

وحبك اترمى بره

و عشقت رو بیرون انداختم

ولو فيا حاجات فاكراك

و اگه چیزی دارم که منو به یادت می اندازه

خدها معاك بالمره

همه رو با خودت ببر

مافيش اسف مافيش اعذار

جای هیچ تاسف و معذرت خواهی نیست

مفيش ولا شئ ينسينى

چیزی نیست که بذاره فراموش کنم

لا تتأثر ولا تنهار

شرمنده و ناراحت نشو

كفايه سقتط من عينى

کافیه از چشمم افتادی

فريحنى ومترجعليش

راحتم کن و دیگه بر نگرد

عايز ترجعلي تأذينى

کم مونده برگردی و دوباره اذیتم کنی

يا واخد من حياتى كتير

ای کسی که کلی از زندگیم رو بردی

معدلكشى خلاص تأثير

دیگه هیچ تاثیری روی من نداری

افكر في الرجوع ده كلام

دوباره به برگشتنت فکر کنم؟ چه حرفیه!

في حد فى المه عاد تفكير

مگه کسی که چنین دردی داره به این فکر می کنه؟

انا استحملت للاخر

من تا آخرش تحمل کردم

واديني بقيت علي الاخر

دیگه کارم تموم شده

ده الي فيا عملته حرام

کاری که تو با من کردی گناه داشت

ميعملهوش واحد كافر

هیچ کافری این کار رو نمی کنه

مفيش اسف مافيش اعذار

جای هیچ تاسف و معذرت خواهی نیست

مفيش ولا شئ ينسينى

چیزی نیست که بذاره فراموش کنم

لا تتأثر ولا تنهار كفايه

شرمنده و ناراحت نشو

سقتط من عينى

کافیه از چشمم افتادی

فريحنى ومترجعليش

راحتم کن و دیگه بر نگرد

عايز ترجعلي تأذينى

کم مونده برگردی و دوباره اذیتم کنی

ترجمه آهنگ خاله شکو از زهور حسین

این آهنگ یه آهنگ قدیمی و تا حدودی محلی به حساب می آد. من خیلی گوش می دم و از سوزش لذت می برم.

خاله شكو شنهو الخبر احكيلي

خاله جان چی شده چه خبره؟ بهم بگو

فدوه رحتلك ليش ما قلتيلي ..

فدات بشم چرا بهم نمی گی

خاله تقوليلي شصار .. خاله شكو

خاله بگو چی شده؟ خاله جان چی شده؟

والله و شعلتيني بنار .. خاله شكو

به خدا آتیشم زدی؟ خاله بگو

فدوه شكو .. عيني شكو ..

فدات بشم چه خبره؟ چشم من چه خبره؟

خاله عليك الله سمعتي خبر

خاله تو رو خدا چه خبری شنیدی؟

محبوب قلبي عيني يمكن نفر ..

محبوب دلم، چشمم، احتمالا رفته!

قلبك عليه يا حبيبه انكسر

دلت برای من شکسته خاله

مايهمني خله يروح … خاله شكو

برام مهم نیست، بذار بره! خاله بگو

ترتاح منه الروح … فدوه شكو

جانم ازش راحت بشه،‌ فدات بشم چی شده؟

فدوه شكو .. عيني شكو ..

فدات بشم چه خبره؟ چشم من خبر چیه؟

يوم المبارك عيني و انسى العشق

روز مبارکیه جانم که عشق رو فراموش کنم

لا تشوفك عيوني ولا احترق ..

چشمام تو رو نبینه و دیگه نسوزم

نتصافح احنا وبالرضا نفترق

با هم آشتی کنیم و با رضایت از هم جدا بشم

و ماكو عتاب ولوم .. خاله شكو

هیچ سرزنشی در کار نیست، خاله بگو

بس السلام يدوم .. فدوه شكو

فقط صلح و سلام پایدار می مونه، خاله بگو

عيني شكو .. عيني شكو ..

چشمم بگو، جانم بگو